چشام بارونیه بارون درده
بگو یارم خدا کی بر میگرده
هنوزم قاب عکسش پیش رومه
تموم زندگی و ابرومه
کجایی که دلم دل ناگرونه
چشام گریه داره دریای خونه
دلِ غمگین و گیتار شکسته
به پشت پنجره با قلب خسته
نشستم,بی قرارم کی میایی
نگفتی از غم و درد جدایی
بهارم رفت ,عشقم مرد,جانم
میسوزه بند بند استخوانم
به غیر از غم چه گشته, حاصل من
بزرگ خاندان این دل من
دلم لرزید مثل شهر بم شد
درون خانه ام یک یار کم شد
محمدرضا...
نظرات شما عزیزان: